تا حالا فکر می کردم ترخون را تلخون می نویسند. مثل خونی که سرشار از تلخی است و در تمام بدن جریان دارد. مثل کته برنج هایی که هیچ خورشتی در کنارش نبود و مجبور بودیم بدون غر و لند غذا را بخوریم. مثل تمام آن گریه های زیر پتو به خاطر مشکلات و تلخی های زندگ
برچسب:
نویسنده: کوروش صادقی
تاريخ: چهارشنبه
10 آبان
1396 ساعت: 22:17